
آغاز شب
مادرش را سه سال بود که تنها نگه میداشت؛ دارو، دکتر، شببیداری. خواهرش برایش قرار را رزرو کرد و گفت: این بار تو بستری شو. اول قبول نمیکرد؛ مراقبها بلد نیستند مراقبت شوند.

مادرش را سه سال بود که تنها نگه میداشت؛ دارو، دکتر، شبب…
در سه پرده؛ هر پرده با تصویر خودش.

مادرش را سه سال بود که تنها نگه میداشت؛ دارو، دکتر، شببیداری. خواهرش برایش قرار را رزرو کرد و گفت: این بار تو بستری شو. اول قبول نمیکرد؛ مراقبها بلد نیستند مراقبت شوند.

حولهٔ گرم که روی کمرش نشست، اشکش آمد — نه از غم، از رهاییِ عضلهای که سه سال آمادهباش بود. درمانگر سکوت کرد و فقط ریتم را نگه داشت؛ گاهی بهترین حرف، نگفتن است.

در پایان گفت تازه فهمیده چرا باید خودش هم شارژ شود؛ آدمی که خالی است، دستش هم خالی میماند. قرار ماه بعد را خودش رزرو کرد.

رزرو نهایی، انتخاب درمانگر و هماهنگی نشانی خصوصی فقط در سایت اصلی Elite Ladies Club انجام میشود؛ با یک پیام کوتاه، بقیهاش با ماست: اتاق گرم، نور کم، رایحهای که دوست داری و لمسی که ریتم تو را میشناسد.